آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

420

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

شاپور دوم « 1 » ، كه چون قبول دين عيسوى كرده نام سريانى ماسابها « 2 » گرفته بود ، شكنجه و هلاك شد . اليزئوس قصه يكى از رؤساى مجوس را ذكر كرده است ، كه چون از دين خود برگشته بود ، راه هلاكت سپرد . آن قصه چنين است : كه در زمان يزدگرد دوم موبدى بسيار دانا بود ، كه از فرط تبحر در امور فقهى او را همگ‌دين لقب داده بودند « 3 » . اين مرد مكرر نصاراى ارمنستان را بعقوبت و فشار مبتلا كرد و عاقبت چنان از استوارى و ثبات عيسويان متأثر شد ، كه كيش نصارى گرفت . بنابر روايت اليزئوس ، ناظر ارزاق ، كه رياست انجمن تحقيق و تفتيش دينى را داشت ، چون از اين واقعه آگاه شد ، ترسيد كه بمسئوليت خود خون يكى از روحانيان بزرگ را بريزد ، قصه را بشاهنشاه عرض كرد . شاه فرمود تدبيرى كن تا مردم آن ناحيه موبد را متهم بخيانت نسبت بسلطنت نمايند وى چنين كرد و آن موبد گرفتار و محكوم به مرگ بوسيله گرسنگى شده ، در بيابانى دور و بىآب و علف جان سپرد « 4 » . * * * مضمون كتب اعمال شهيدان سريانى مثل ساير كتبى است ، كه در خصوص شهداى عيسوى نوشته‌اند در هر زمان و هر زمان و مكانى روح ديانتى يكسان است در كتب قديمه اعمال شهيدان طريق اختصار پيموده شده ، ولى در نامه‌هاى اخير

--> ( 1 ) - پيرگشنسب پسر ژاماسب بود . اين ژاماسب با آذر افروزگرد دو برادر اصلى شاپور بودند و حكومت بعضى از نواحى اروستان ( بيت عربايه ) ميكردند ، كه در ميان نصيبين و دجله واقع است . هوفمان ، ص 24 ؛ مقايسه شود با ماركوارت ، ايرانشهر ص 163 . ( 2 ) - Mar Sabha ( 3 ) - بالاتر ص 124 را ببينيد . ( 4 ) - لانگلوا ، ج 2 ، ص 230 و ما بعد .